تأثیر اساطیر ژاپن در زندگی امروزه مردم ژاپن
نویسنده: حانیه ایرانپور
دانشآموخته زبان و ادبیات ژاپنی دانشگاه تهران
با شنیدن کلمه اسطوره، نخستین تصاویری که در ذهن ما نقش میبندند اساطیری هستند که از ابتدا با نام آنها رشد کردیم؛ هفتخوان رستم، شاهنامه فردوسی، آشیل[1] رویینتن در ایلیاد هومر و تک تک خدایان در اساطیر یونان و نورس[2].
حالآنکه اساطیر، فرهنگی فراگیر و متعلق به تمامی مردم جهان با فرهنگهای پخته و عمیق هستند. اسطوره در واژهنامه آکسفورد بزرگ[3] «داستانِ وهمانگیز و افسانهای که پدیده و یا رفتار اخلاقی را در نهاد اجتماعی توضیح میدهد.» معنی شده است. اساطیر از داستانها، افسانهها و باورهایی خلق شدهاند که در میان مردم برای توضیح جهان، پدیدهها و اتفاقات رواج داشتند.
همانطور که گفته شد، فرهنگهایی از سراسر جهان همچون یونان، مصر، ایران و البته چین و ژاپن که پیشینهای زرین دارند، داستانهایی را برای درک صحیح طبیعت، آفرینش، موارد ماوراءالطبیعه و همینطور اخلاق ارائه میدهند. این داستانها اغلب خدایان، قهرمانان و موجودات افسانهای را به تصویر میکشند که کردار و کنششان تبدیل به پایهای برای اعمال مذهبی، آیینها و ارزشهای اجتماعی شده است.
اما درعینحال تاریخ از این اسطورهها مجزا است؛ چونان که مورخان یونانی عموماً توجهی بیاندازه به تمایز خود از «اسطورهنگاران» داشتند. آنها بر این عقیده بودند که نویسندگان اساطیر اغلب افسانههایی نامحتمل، نادرست و در بیشتر اوقات غیراخلاقی را بازگو میکنند. این در حالی است که در کتابهای «کوجیکی[4]» و «نیهونشوکی[5]»، که منابع اصلی اساطیر ژاپنی محسوب میشوند، بخشهای اولیه دو کتاب درباره اساطیر ژاپن همچون چگونگی بهوجودآمدن جهان، خدایان، کشور ژاپن و داستانهای مرتبط با شخصیتهای اسطورهها و سپس اتفاقات تاریخی هستند. افسانههای ژاپنی شاید نامحتمل باشند؛ اما به طور قابلتوجهی اخلاقی و در بسیاری موارد ریشه برخی خلقها و سنتهای مردم ژاپن محسوب میشوند.
اسطورهشناسی، هویت فرهنگی و راهی برای درک رمز و رازهای وجودیست که پلی میان دروس، یادگاریها و احساسات گذشتگان، با هنر و ادبیات رفتارهای مردم امروزی است. در طول قرنها افسانهها، فرهنگ مردم و اساطیر متعدد و زیبایی که ژاپن دارد، در میان جهانیان شناخته شده است. اساطیر ژاپنی با نمایش هشت هزار خدا، الههها و ارواح و با استفاده درست از انواع داستانهای خارقالعاده و سحرآمیز که خلاقانه شکلگرفتهاند، توانستهاند ریشۀ دو باور مذهبی اصلیشان یعنی «شینتو[6]» و «بودیسم[7]» را در آنها حفظ کنند که میتوان آن را مهمترین ویژگی اساطیر ژاپنی دانست.
در داستانهای اساطیری ژاپن، جایی که مفهوم «کامی[8]» در قلب اساطیر ژاپنی قرار دارد، ما خدایان متعددشان را ناگزیر آمیخته با پدیدههای طبیعی و منابع قدرت بینهایتی مانند خورشید و ماه مییابیم. به همین دلیل احترام و عشق بیحدوحصر ژاپنیها به طبیعت و هر آنچه در آن و به آن مرتبط باشد را با ادای احترام آنان به خدایان، مرتبط میدانیم. در باورهای شینتو خدایان مولد «ایزاناگی[9]» و «ایزانامی[10]» به اصطلاح سرآغاز اساطیر ژاپنی را تشکیل میدهند و «آماتهراسو[11]»، خدای خورشید، «تسوکیومی[12]»، خدای ماه و «سوسانوئو[13]»،خدای طوفان، فرزندان آنها، از آنان پیروی میکنند.
در بسیاری از فرهنگها این افسانه و اساطیر تأثیر خود را ازدستداده و مردم به آنها صرفاً نگاهی فرهنگی و داستانی دارند. در ژاپن اما ترکیب اسطورهها با دین اصلی باعث شده تا اساطیر همچنان مورداحترام و تا حدودی مقدس باقی بمانند و آثار بهجایمانده از آنها عینی یا انتزاعی، بادقت حفظ شوند. شاید بتوان گفت این دیدگاه که «پادشاهان ژاپن از نسل خدایان هستند» از مهمترین عقایدی است که در میان مردم بیچونوچرا باقیمانده است. اما در زندگی روزمره مردم ژاپن نمودهای دیگری نیز از این اساطیر یافت میشوند و نفوذ عمیقی بر زندگی روزمره و جوانب مختلف جامعه دارند. در ادامه سعی میکنیم برخی از مهمترین تأثیرات اساطیر ژاپن را بر زندگی روزمره و عقاید مردم بررسی کنیم.
بسیاری از جشنوارهها و مراسمهای سنتی در ژاپن ریشه عمیقی در اساطیر دارند و داستانهای باستانی را با شیوههای فرهنگی ترکیب میکنند که در اینجا به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد:
جشنواره «ستسوبون[14]»:
جشنواره ستسوبون جشنی برای فرارسیدن بهار است که با اسطوره شیطانی ژاپنی به نام «یوکای[15]»، که در اساطیر ژاپن انواع مختلفی دارد و منابع بیشماری به آن اشاره کردهاند، مرتبط است. پرت کردن لوبیای قرمز باعث ترس و انزجار آنها میشود و با دور کردن این یوکایها، شانس را در سال جدید به زندگی مردم برمیگرداند.
جشن «اوبون[16]»:
این جشن که در آن افراد به اجداد فوتشدهشان ادای احترام میکنند، از داستان افسانهای «شاهزاده یاماتو[17]» الگوبرداری شده است که به سرزمین مردگان سفر کرده بود؛ برخی نیز معتقدند که این جشن توسط افسانهای قدیمی از چین به ژاپن آمده و دستخوش تغییراتی شده است. این رویدادها هر دو منعکسکننده باورهای اساطیری هستند و با دنیای ماوراءالطبیعی مرتبط هستند.
مراسم «تاناباتا[18]»:
از دیگر جشنهایی که بر پایه اساطیر بنیان شدهاند، میتوان به فستیوال «تاناباتا» که مراسمی برای دیدار عاشقانه دو موجود ملکوتی است، اشاره کرد. آن دو هرکدام نماینده ستارههای نسر واقع و نسر طائب هستند. این دو ستاره تنها برای یک شب به یکدیگر نزدیک میشوند و در اساطیر ژاپنی آن دو را با نامهای «اوریهیمه[19]» و «هیکوبوشی[20]» میشناسند.
مراسم «سادو[21]»:
شیوههای فرهنگی ژاپنی نیز اغلب ریشه در افسانهها دارد؛ به عنوان مثال، مراسم چای ژاپنی که با عنوان «سادو» شناخته میشود و اصول مهم هماهنگی، احترام و آرامش را در بر میگیرد نیز ریشه در ذن بودیسم و متأثر از خلقیات شخصیت اسطورههاست.
آیین شینتو، مذهبی ریشهدار در اساطیر ژاپنی بوده و ادای احترام به خدایان این آیین، بازدید از زیارتگاهها و شرکت در مراسمهای مذهبیای مانند «هاتسوموده [22]» و «اوماموری[23]» است. همینطور در برخی مواقع عقیده خرافی و باور به موجودات افسانه ای مانند «کیتسونه[24]» (روباه نُه دم) و «تانوکی[25]» (سگ راکون ژاپنی) که همچنان در فرهنگ عامه بهعنوان نمادی از خوششانسی یا شر وجود دارند، نیز نشانی از تأثیر عمیق اسطورهها بر زندگی عادی ژاپنیها است.
مراسم شکوفههای گیلاس:
شکوفههای گیلاس یا همان «ساکورا[26]» قطعا بیبدیلترین نماد فرهنگ غنی ژاپن هستند. میتوانیم جایگاه بالای این نماد را در داستانهای زیادی چون «افسانه پرنسس کاگویا[27]»(همان افسانه برشگر بامبو) که گواهی بر ارتباط این شکوفهها و دنیای ماوراییست، ببینیم؛ در زندگی ساموراییها نیز این شکوفهها اهمیت بالایی داشتند؛ چرا که آن را نشانی از ماهیت زودگذر زندگی در عین زندگی خوب و پذیرش مرگی با افتخار میدانستند. شاید جالب باشد که بدانید معبد «یوشینو[28]» در استان نارا در واقع زیارتگاه خدای شکوفههای گیلاس یا «سوگاوارا نو میچیزانه[29]» است. میچیزانه در واقع دانشمند و شاعری بود که به اعتقاد مردم پس از مرگش تبدیل به خدایی شد که با حضور او شکوفههای گیلاس بهوفور رشد میکنند.
مراسم «هانامی[30]» را میتوان واضحترین تاثیر اساطیر بر عملکرد اجتماعی و تفریحات عادی مردم ژاپن دانست. هانامی در واقع مراسمی معمولی است که افراد برای تفریح به فضای باز میروند و از تصویر زیبایی که شکوفههای نوظهور گیلاس در برابرشان ایجاد کرده، لذت میبرند. این مراسم اهمیت شکوفههای گیلاس را در اساطیر ژاپنی بیش از هر چیزی نشان میدهد.
اساطیر ژاپن در فرهنگ امروز مردم
اساطیر ژاپنی تأثیر قابلتوجهی بر فرهنگ عامه و سرگرمی داشته و اشکال مختلف رسانه را شکل داده است. در فرهنگ پاپ مدرن، مانگا و انیمهها اشارههای فراوانی به اساطیر ژاپنی شده است. بسیاری از مانگاهای سریالی و انیمههای محبوب از افسانهها الهامگرفته شدهاند که شامل شخصیتها، هیولاها و افسانههایی است که همگی ریشه در باورهای باستانی دارند. بهعنوانمثال میتوان به انیمه «ناروتو[31]» که در آن موجودات و مفاهیمی از فرهنگ عامه ژاپنی یا «شاهزاده مونونوکه[32]» که یکی از آثار مهم از هایائو میازاکی است اشاره کرد که با الهام از اساطیر شینتو، رابطه بین انسان و طبیعت را بررسی میکند و یا در انیمه دیگر او به نام «شهر اشباح[33]» شخصیتها و نگاههای اساطیری کاملاً مشهود است و این باعث شده تا جهانیان را با این اساطیر ژاپنی بیشتر آشنا شوند. اسطورههای ژاپنی منبع غنی الهام هستند که شخصیتهای نمادین، داستانهای جذاب و جهانهای تخیلی را به ارمغان خواهند آورد و در بین مخاطبان جهانی، طنینانداز میشوند. این ترکیبی منحصربهفرد از عناصر فانتزی، ارزشهای سنتی و مضامین معنوی را ارائه میدهد و سبکی متفاوت ایجاد میکند که همچنان میتواند طرفداران را در سراسر جهان مجذوب خود کند.
همانطور که گفته شد، اساطیر ژاپنی نیروهایی توانمند هستند که ارزشهای فرهنگی، زیباییشناختی و سنتی را در سرتاسر ژاپن شکل میدهند. ارزشهای رفتاریای همچون هماهنگی بین انسان و طبیعت که مبنای آن اساطیر ژاپنی هستند. از دید داستان «کامیهای ژاپنی»، انسان و طبیعت از یک مکان سرچشمه گرفتهاند و نیازمند حفظ تعادل میان خود هستند. این تفکر کاملاً شبیه مفهوم «آتمان[34]» است که در «هندوئیسم[35]» یافت میشود. در هر دو ایدئولوژی، احترام به محیط اطراف خود و موجودات زندهای که به جهان کمک میکنند، در اولویت قرار گرفته شده است.
فضیلتهای نیکویی چون وفاداری، شجاعت و شرافت در اسطورهها مانند یک اصل رفتاری بهعنوان نقشۀ راه، برای جامعه ژاپن موردتوجه قرار گرفتهاند. به طور مثال میتوان به داستان «گورکن فریادزن» اشاره کرد که نمونهای داستانی است از شرم که بخش عظیمی از رفتار جامعه ژاپن را تحتالشعاع قرار میدهد. در این میان اما رسومی نیز از این اسطورهها باقیمانده است که از دیدگاه خارجی فضیلت تلقی نمیشوند؛ میتوان سربازان ژاپنی که در جنگ جهانی دوم مرتکب «سپپوکو[36]» (خودکشی آیینی) شدند را مثال زد. سپپوکو عملی است که در جامعه ژاپن توسط افسانهها و اسطورههای ژاپنی توجیه میشود.
شاید مهمترین ارزش اساطیر ژاپنی، توانایی آنها در شکلدادن فرهنگ روزمره مردم باشد. مهم نیست که این اسطورهها و افسانهها تا چه اندازه پیشپاافتاده یا قدیمی باشند، آنها باز هم بر نظم و انضباط جامعه ژاپن تأثیر شگرفی دارند. اگر قصد دارید به ژاپن سفر و یا مهاجرت کنید، خواندن افسانهها و داستانهای ژاپنی میتواند در درک فرهنگ محلی و رسومات مردم ژاپن به شما کمک کند.
منابع
- Haynes, Ian (2021). Superprof: Why is Japanese Mythology Important
- Collection, (n.d.). Mythopedia: Japanese Mythology
- Cangüler, Bensu (2022) Sounds of Romantic: 4 Places to Experience Japanese Mythology in Real Life
- Wanczura, Dieter (2020). Artelino: Japanese Mythology
- Oxford Reference: (n.d.). Mythology. In The Oxford Dictionary of Literary Terms
- Web Japan: (n.d.). Traditional Folktales
[1] Achilles
[2] Norse mythology
[3] Great Oxford Dictionary
[4] 古事記
[5] 日本書紀
[6] 神道
[7] 仏教
[8] 神
[9] 伊邪那岐命
[10] 伊邪那美命
[11] 天照大御神
[12] 月読命
[13] 須佐之男命
[14] 節分
[15] 妖怪
[16] お盆
[17] 倭建命
[18] 七夕
[19] 織姫
[20] 彦星
[21] 茶道
[22] 初詣
[23] お守り
[24] 狐 (きつね)
[25] 狢
[26] 桜
[27] かぐや姫 (竹取物語)
[28] 吉野神宮
[29] 菅原 道真
[30] 花見
[31] NARUTO -ナルト-
[32] もののけ姫
[33] 千と千尋の神隠し
[34] आत्मन् (Ātman)
[35] Hinduism
[36] 切腹












نظرات کاربران